خبرگزاری شبستان

شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸

السبت ٢٩ جمادى الأولى ١٤٤١

Saturday, January 25, 2020

اللَّهُم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیه و علی آبائِه، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَه، وَلِیّاً وَ حَافِظاً و قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْنا، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتعَهُ فیها طَویلا" - خدایا، ولىّ‏ ات، حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و بر پدرانش باد؛ در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست، ساکن زمین گردانیده و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازی

سرویس : اصفهان - زمان :   ۱۳۹۸/۸/۲۵ - ۱۳:۳۲ شناسه خبر : ۸۵۴۹۱۱
جانشین و هماهنگ کننده آتش توپخانه لشکر امام حسین(ع) روایت می‌کند:
عملیات محرم و حماسه نوجوانان زیر ۱۶ سال
عملیات محرم یادآور حماسه و دلاور مردی نوجوانان زیر ۱۶ ساله ای است که فرماندهان برای بازگرداندن آنان به پشت جبهه ها به آنان اصرار و التماس و خواهش می‌کردند و آنان نمی پذیرفتند.

خبرگزاری شبستان-اصفهان: انجام عمليات محرم در ماه محرم به عنوان يكي از ماه‌هاي مقدس مسلمانان و به ويژه شيعيان، امتداد خط فكري مجاهداني را تشكيل مي‌داد كه خود را وارثان خون حسين(ع) مي‌دانستند و اينك در ماه پيروزي خون بر شمشير مي‌رفتند تا كربلاي ديگري را اين بار در جبهه‌هاي جنگ تحميلي رقم بزنند.


این عملیات و به فرماندهی سردار حسن باقری آغاز شد و به مدت یک هفته به‌طول انجامید.


اهداف این عملیات، آزادسازی ارتفاعات حمرین در جنوب دهلران، خارج کردن شهرهای موسیان و دهلران از زیر آتش توپخانه و تهدید و دسترسی به امکانات داخل خاک عراق بود.


محرم عملیاتی بود که عمده بار آن بر دوش فرزندان اصفهان بود و این خود برگه طلایی دیگری از مبارزات مقاومت و ایثارگری استان اصفهان است.


لشکرهای امام حسین(ع) و علی بن ابی‌طالب(ع) و نجف اشرف در طرفین لشکر 25 همچون پتک بر سر دشمن فرود می‌آیند، لشکر امام حسین (ع) به سمت چم هندی یورش می‌برد، اما در اثر بارندگی و جریان سیل تعدادی از نیروها عقب مانده و عده‌ای هم به شهادت می‌رسند.

 
به همین بهانه و با تلاش متواضعانه «مرتضی شریعتی» یکی از فرماندهان گردان‌های لشکر امام حسین(ع) در عملیات محرم پای صحبت های  رزمنده شجاع ، دلیر و سرافراز دفاع مقدس، «اصغر اعتصامی» که در عملیات محرم حضور داشته است نشستیم و مرور خاطرات زیر حاصل گفتگوی صمیمانه من با این دلاورمرد دفاع مقدس است.

 

لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید؟
«سید اصغر اعتصامی» در جنگ تحمیلی ۲۳ ساله بودم، مسئولیت من جانشین و هماهنگ کننده آتش توپخانه و خمپاره اندازها در لشکر امام حسین(ع) بود.

 

همان طور که حضرت زینب(س) پیام رسان عاشورا بودند و قیام کربلا را به سرانجام رساندند،  عملیات محرم نیز با رمز «یا زینب» آغاز شد و با طی کردن مراحل سخت خود و پیروزی نهایی منجر شد.


چه خاطراتی از دوران دفاع مقدس در ذهن شما مانده است؟

از موضوعات مهم و جالب توجه حضور امت بسیجی همراه با ارتش و سپاه بود که با نفس امام امت از نیمه دوم سال ۶۰، نیروهای زیادی به جبهه ها اعزام شدند و تنور جنگ و دفاع مقدس را گرم کردند، آنقدر نیرو به سمت جبهه ها آمد که فرماندهان اعلام می کردند بس است.

به ویژه نوجوانان زیر ۱۶ سال به تعداد زیادی در جبهه‌ها حضور یافتند، آنان به هر وسیله ای متوسل می‌شدند که در جبهه‌ها بمانند و بجنگند.


نوجوانانی که در شناسنامه خود دست می بردند و دایی عمو و خاله را واسطه اعزام خود می کردند و آمده بودند که حتماً در عملیات خط‌شکن باشند آنهم با تسبیح، لبخند و رضایت از ته دل.

درباره حضور پرشور و پرتعداد نوجوانان در جبهه های جنگ فرماندهان دفاع مقدس شروع کردند با ناز و نوازش و خواهش نیرو های نوجوان را به عقب برگرداندند ولی موفق نمی شدند.


خاطره‌ای از عملیات محرم بفرمائید؟
رزمندگان اصفهانی درعملیات محرم  و همچنین کل دفاع مقدس بیشترین نقش را داشتند به طوری که در طی هشت سال دفاع مقدس ۲۳ هزار شهید از استان اصفهان تقدیم اسلام و و انقلاب کرده‌اند.

به فرموده رهبر معظم انقلاب ، شهدا ستارگان درخشان تاریخ بشریتند که با نور و درخشش خود ، راه و مسیر را برای آیندگان روشن می کنند.

آنچه در جبهه‌های حق علیه باطل بسیار تجلی می کرد حضور نوجوانان ای با سن کم و جثه ی کوچک و نحیف بود که با اشتیاق تمام به جبهه آمده بودند.


نوجوانانی که برای آمدن به جبهه هم کسب رضایت پدر و مادر فامیل و اقوام را واسطه کرده بودند تا پدر و مادرشان را راضی کنند و آنها به جلو بیایند و زمانی که در جبهه‌ها حضور داشتند در مقابل فرماندهان به خاطر سن کم و جثه کوچکشان، سایر رزمندگان را واسطه می‌کردند که آنها را به عقب برنگردانند.


یکی از این رزمندگان کوچک، کوچکترین پسر خانواده اعتصامی یعنی برادر ۱۴ساله خودم بود که جثه اش کمی بلندتر و درشت تر از یک تفنگ کلاشینکف بود.


هنگامی که برای اعزام او را نمی پذیرفتند، مادرم پیام داد مگر خون پسر من از دیگران رنگین تر است که او را به جبهه نمی برید! اگر پسر بدی شد، تقصیر فرماندهان است که او را به عقب برگرداندند.

برای این که فرماندهان برادر کوچکم را به اجبار به عقب جبهه‌ها برنگردانند، ساعت ها در سنگر، زیر پتو پنهان شده بود که او را پیدا نکنند و به پشت جبهه برنگرداند.


بعد از گذشت چند ساعت که من او را اتفاقی در سنگر پیدا کردم و پتو را از روی او کنار زدم، دیدم که صورتش سیاه شده است و حالت خفگی به او دست داده و نزدیک بوده که جان بدهد، زمانیکه به فرمانده گفتم ببینید از ترس اینکه او را به عقب برگردانند،  پنهان شده و حالت خفگی پیدا کرده، فرمانده دست نوازش بر سر او کشید.


من با اجازه شهید خرازی برادرم را در عقب و پشتیبانی عملیات گذاشتم تا جان گرفت و چنان رزمنده‌ای شد که چشم پدر و مادر و فرماندهان را روشن کرد و در عملیات کربلای ۴، تعداد بسیار زیادی آرپی چی ۷ شلیک کرد و در نهایت شهید شد و از پیکر و جثه اش، فقط استخوان هایش نمایان بود.


یادم هست در یکی از توطئه های دشمن در آخرین مرحله در تپه های ۱۷۵ تنها کسی که خنده های او دیگران را متعجب کرده بود، برادرم بود، عراقی‌ها زمانی که می خواستند او را بگیرند؛ با شجاعت تمام آنها را ناکام گذاشت.


از حضور پسران حاج محمود اعتصامی در جنگ برای ما بگویید!
ما شش برادر بودیم که همگی در جنگ شرکت کردیم، گاهی پنج نفرمان گاهی ۴ نفرمان و حداقل سه نفرمان همزمان در جبهه ها بودیم، یک نفر از برادران من شهید شد.


در عملیات محرم اینجانب و برادرم «سید جمال» در عملیات حضور داشتیم سیدجمال به مدت ۳ سال مفقود بود و ما برای او مراسم ختم گرفتیم سنگ قبر گذاشتیم وصیت نامه او را تکثیر کردیم، ولی به فضل خدا در سال ۶۹ همراه با آخرین گروه از آزادگان در حالی که جانباز بود به میهن اسلامی بازگشت.


برادر دیگرم «سیدعباس» در سال ۶۱ هنگام گشت شناسایی در نزدیکترین منطقه به دشمن به شهادت رسید و «سید مصطفی» آخرین برادر من بود.
برادر دیگرم «سیدجلال» در سه عملیات شرکت کردو سال گذشته بر اثر بیماری و صدمات ناشی از جنگ دعوت حق را لبیک گفت.


برادر دیگرم سید مهدی یک چشم خود را در عملیات فاو را از دست داد  و جانباز شد.

مادر من، مرحومه حاجیه خانم «نرگس قلیلی» مادر شهید، خواهر شهید زن عموی شهید، خاله شهید است، یعنی نزدیک به ۱۷ نفر از خانواده اعتصامی در گلزار شهدای اصفهان مدفون هستند.


مادرم همیشه به ما پسران برای حضور در جنگ سفارش هایی داشت، یادم هست که به من و برادرم که همزمان در جبهه بودیم، به ما می گفت کنار هم نباشید، من گفتم چرا مادر! می ترسی چشم مان کنند!


می گفت نه مادر، می خواهم هر کدام حواس تان به وظیفه تان باشد و نمی خواهم دو نفرتان با یک گلوله دشمن شهید شوید.

پیامبر اسلام بیش از هزار سال پیش رسالت و مکتب خود را از سرزمین حجاز آغاز کرد و فرزند رشید و خلف و شیعه آن حضرت امام خمینی انقلاب اسلامی را از ایران شروع کرد و نهضت خود را در جهت احیا و اجرای احکام تعطیل شده الهی پیشبرد تا زمینه ظهور حضرت حجت را فراهم کند و به حمدالله منطقه و جهان تحت تاثیر نهضت امام خمینی قرار گرفت و انقلاب همچنان رو به جلو حرکت می کند و دفاع مقدس باعث ارتقا و تقویت انقلاب اسلامی ایران شد.

 

پایان پیام/126

نظرات

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

نظرات ارسال شده

سرخط خبرهای سرویس

در جلسه شورای فرهنگ عمومی استان اصفهان تاکید شد؛

لزوم نظم در سطح تصمیم‌گیری فعالیت‌های قرآنی/سند راهبردی ارتقای کارکرد مساجد ابلاغ شد

امام جمعه اصفهان در جلسه شورای فرهنگ عمومی استان بر لزوم نظم در سطح تصمیم گیری فعالیت‌های قرآنی تاکید کرد.

اخبار برگزیده شبستان